آخرین اخبار : 

به همت مرکز خیریه دست های مهربان؛ پس از ۶ سال بی خبری؛ دختر ۸ ساله در زندان داراب به ملاقات پدرش رفت

حکایت ما شاید از نظر خیلی ها حکایت عجیب و غریبی باشد و تقریبا غیر ممکن، اما این حقیقتی است که بارها در گوشه گوشه ی کشورمان اتفاق افتاده است و عواقبش فرزندان سرزمین ما را تهدید می کند.
حکایت ما، حکایت زینب ۹ ساله ای است که پس از ۶ سال رها شدگی در آغوش پدر؛ جانی دوباره می گیرد. زینب ما تقریبا در ۳ سالگی به همراه برادر ۴ ساله اش علی به دست مادر در حوالی داراب رها شده بودند و پس از پیدا شدن توسط نیروی انتظامی به بهزیستی شیراز تحویل داده شدند. زینب را به خاطر گروه سنی و جنسیت از برادرش علی جدا کرده و به بهزیستی مرودشت انتقال می دهند و برادرش در بهزیستی شیراز نگهداری می شود. حدودا ۴ سال در مرکز مرودشت بود تا اینکه با افتتاح مرکز خیریه دست های مهربان حاج بهمنی و پسران داراب او را به همراه چند نفر از دوستانش به این مرکز منتقل کردند. او یک سال است که مهمان ماست و در این مرکز نگهداری می شود. اما هیچ اطلاعی از خانواده اش در دست نبود. از آنجایی که یکی از اهداف مرکز  پیدا کردن خانواده فرزندان تحت حمایت است، لذا این موضوع از در دستور کار  مرکز خیریه  قرار گرفت و پس از پیگیری های فراوان و همکاری های جناب آقای گندمکار رئیس و کارکنان  زندان در چند روز اخیر متوجه شدیم که فردی با مشخصات پدر زینب در زندان داراب بازداشت می باشد. با رایزنی های انجام شده صحت موضوع بررسی و تأیید شد و ما در تاریخ ۰۴/۱۱/۱۳۹۷ ساعت ۱۱ صبح به همراه زینب به زندان رفتیم. لحظات حساسی بود؛ بیم و امید را می شد هم زمان در چشمان زینب ۹ ساله به وضوح دید. از یک طرف شوق دیدار پدر و از طرفی ترس از گذشته ای نا آشنا که در آن رد پای پدر را از یاد برده بود. اکنون زمان آن رسیده تا پدر و دختری پس از ۶ سال دوباره یکدیگر را ببینند. هر چند پدر شوق دیدار را با خود داشت اما دختر در دریایی از بهت و ناباوری غوطه ور بود، به طوری که حتی یارای سخن گفتن با پدر را نداشت به همین دلیل از او خواستیم که برای پدرش نامه بنویسد و زینب فقط این جمله را نوشت: « بابای عزیزم دوست دارم ». نمی دانید چقدر دیدنی بود وقتی نامه را به پدرش داد، که چگونه پدر نامه را می بوسید و بر چشمانش می گذاشت.


پس از صحبت با پدر متوجه شدیم که او دارای ۳ فرزند دیگر به نامهای نازنین، امیر حمزه و رسول است که اطلاعی از محل زندگی فرزندان نداشت و آخرین اطلاعش مربوط به ۳ سال پیش می باشد. مادر به دلیل مصرف مواد مخدر ۲ سال است که از پدرشان جدا شده و پدر نیز در زندان به سر می برد، زمانی که علت زندانی شدن را از پدر جویا شدیم چنین بیان کرد: او پس از جدایی از همسرش تصمیم گرفته بود که برای بهتر شدن زندگی فرزندان کاری را شروع کرده که بتواند پولی را بدست آورده و بچه ها را زیر بال و پر خود بگیرد. اما نمیداند که ره صد ساله را نمی توان در یک شب طی کرد و متأسفانه دست به قاچاق می زند و راهی زندان می شود و در حال حاضر در زندان به سر می برد.جالب است بدانید که در پایان تنها دغدغه زینب کوچک ما دیدن محل خواب پدرش بود، پدری که جبر زمانه او و دیگر برادران و خواهرانش را رها کرده بود.
به امید روزی که تمام فرزندان این مرز و بوم در آغوش گرم خانواده  و به دور از هر گونه هیاهو و ناراحتی روزگارشان را سپری کنند.
روابط عمومی مرکز خیریه دستهای مهربان حاج بهمنی و پسران داراب

 

 
  1. ناشناس گفت:

    بهتر بود مطلب را كامل مينوشتيد
    اسامي أفراد پيگير حذف شدند

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

© 2019 عصر داراب
Design Farsweb