دوشنبه, ۵ آبان , ۱۳۹۹ 10 ربيع أول 1442 Monday, 26 October , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 1374 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 1563×
  • اوقات شرعی

  • از «خونه دوماد» رونمایی شد/ دکتر فولادی: انسان مدرن نمی داند متعلق به کدام فرهنگ و سبک زندگی است

    شناسه : 9420 ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۶ 403 بازدید ارسال توسط :

    در مراسمی با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر داراب از سومین کتاب رسول امیری با نام “خونه دوماد” رونمایی شد. به گزارش عصر داراب؛ عصر شنبه ۱۱ مرداد ماه ۹۸ سومین کتاب رسول امیری با عنوان ” خونه دوماد” که به بررسی آداب و شرایط عروسی و نواختن موسیقی محلی در مراحل مختلف […]

    از «خونه دوماد» رونمایی شد/ دکتر فولادی: انسان مدرن نمی داند متعلق به کدام فرهنگ و سبک زندگی است
    پ
    پ

    در مراسمی با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر داراب از سومین کتاب رسول امیری با نام “خونه دوماد” رونمایی شد. به گزارش عصر داراب؛ عصر شنبه ۱۱ مرداد ماه ۹۸ سومین کتاب رسول امیری با عنوان ” خونه دوماد” که به بررسی آداب و شرایط عروسی و نواختن موسیقی محلی در مراحل مختلف عروسی در فورگ می پردازد در سالن دانشگاه پیام نور داراب رونمایی شد.
    دکتر غلامرضا فولادی رئیس دانشگاه پیام نور داراب در آئین رونمایی از این کتاب گفت: تا کنون ادوار مختلف فکری فلسفی و اجتماعی را تجربه کرده ایم مخصوصا در دو شیوه متقابل با هم؛ یعنی بشر امروز هم تجربه زیست بوم سنتی و هم تجربه زیست بوم مدرن را در پیش رو دارد. الان فرصتی است که می شود فکر کرد که آیا جهان این تغییر روش بزرگ و این تغییر سبک زندگی را آگاهانه و سودمندانه در پیش گرفته یا احیانا در گوشه و کنار این زیست بوم جدید گهگاهی نارسایی هایی مشاهده می شود که ما برای پاره ای از آداب و رسوم ها و پاره ای از سبک های زندگی دلتنگ می شویم. طبیعی است که همیشه همه چیز را نمی شود با هم داشت. یعنی برای به دست آوردن چیزی؛ ناچاریم چیزی را فدا کنیم. طبیعی است که همه ما دیده و شنیده ایم که شیوه زیست سنتی آکنده بود از نارسایی ها و فقر، عدم وجود بهداشت و آموزش و بسیاری تنگناهای دیگری که گریبان بشر را گرفته بود و طبیعتا این تحولی که صورت گرفت و این امکاناتی که به بشر عرضه شد در این شرایط جدید از این دیدگاه بسیار مبارک و میمون است و شادمانیم که گام های بزرگی برداشته شده اما از سوی دیگر انسان مدرن پس از تجربه کردن رفاه زدگی پس از رفتن به پایانه های خط مدرن؛ اندک اندک گمشده های خود را به یاد آورد و برای آن صفا و صمیمیت و یکرنگی سنتی دلتنگ شد. دید که در شرایط جدید تنها مانده، دلخوشی و غمش را باید به تنهایی تجربه کند، بنابراین به یاد گذشته ها افتاد.
    دکتر فولادی پرداختن به پژوهش های بوم گرایانه برای حفظ سنت ها را مهم ارزیابی کرد و افزود: سابقه این دست از پژوهش های مردم شناسانه و بوم گرایانه به حدود ۱۸۰ سال پیش می رسد و در نخستین بار به فرانسوی ها سراغ پژوهش در فرهنگ مردم رفتند و داستان های بومی، آداب و رسوم سنتی، گویش های محلی و سایر سازه های فرهنگ بومی و فولکوریک را گردآوری کردند. این حرکت بسیار تأثیر گزار فرهنگی از ۱۸۰ سال پیش شروع شد؛ در کشور ما نخستین فردی که سراغ این مقوله از پژوهش های فرهنگی رفت صادق هدایت بود که علاوه بر نوآوری در زمینه داستان نویسی و بلند نویسی با تحقیق در فرهنگ مردم هم طرح بسیار سودمند ابداع کرد و خودش دل در گرو آداب و سنت ها و گویش ها داشت همچنین جمال زاده هم به عنوان یکی از نخستین داستان نویسان همین دغدغه را تا پایان ۹۰ سالگی اش داشت.
    وی در ادامه از گسترش پژوهش در خصوص فرهنگ مردم خبر داد و گفت: در جهان پس از جنگ جهانی دوم به ویژه در ۳۰-۴۰ سال اخیر رفتن به سراغ فرهنگ مردم و زیست بوم و سبک زندگی مردم عادی و دور افتاده از این فرهنگ و زیست بوم پر زرق و برق شهری، یک شیوع و فراگیری خیلی شگفت انگیز گرفته است.
    رئیس دانشگاه پیام نور داراب توجه مردم بویژه توریست ها را به زندگی سنتی و بومی را رو به افزایش دانست و افزود: شاهد هستید که توریست هایی که از اروپا می ایند به جای اینکه به دنبال هتل های ۵ ستاره . پرزرق و برق شهری بروند بخش عمده ای از سفرشان در زیست بوم های محلی هستند و دوست دارند در چادرها زندگی کنند، شاهد هستید که در شهرما و در کشور ما مردم دوباره به پختن نان محلی علاقه پیدا کرده اند و دوباره پوشاک بومی و محلی مخصوصا در عروسی ها رونق پیدا کرده است. همچنین مرتب آگهی هایی داریم در مغازه ها که لبنیات محلی (کشک و دوغ و..) موجود است.
    وی توجه به فرهنگ و سنت بومی و محلی را نشانه هایی برای بازگشت انسان معاصر به سبک زندگی گذشتکان دانست و افزود: اینها نشانه هایی است از برگشت؛ یعنی انسان؛ این مسیر پر زرق و برق و پر شکوه تمدن را تجربه کرده ودلتنگی هایش او را وادار کرده دوباره به عقب برگرددد تا ببیند اجدادش چگونه زندگی می کردند. چرا که انسان نمی تواند مثل برگی دردست باد درهر لحظه ای به سمت و سویی پرواز کند و هر جایی بنشیند و بلند شود. انسان ناچار است به تنه ای یا ریشه ای وصل باشد.
    دکتر فولادی با اشاره به کمرنگ شدن هویت در انسان معاصر گفت: اینها روی هم رفته به اجمال می شود اسمش را هویت گذاشت . هویت کمرنگ شده. انسان مدرن نمی داند متعلق به کدام فرهنگ و سبک زندگی است و تمام این داشته هایی که می بینید پیرامون ما است اما به دلمان نمی نشیند، برای ما خوراک های ساده و سنتی می خوردیم نمی توانیم این خوراکی های رنگارنگ را با حرص و ولع که بخوریم. چون که دهان ما می جنبد اما ذائقه فقط در دهان نیست، ذائقه به تمام اجزای انسانی وصل است.
    وی با انتقاد از کمرنگ شدن داشته های بومی محلی در جامعه گفت: هم نسل های من شاهد این بوده ایم که در شهر ما به سرعت و بدون اندیشه؛ بسیاری از داشته های بومی خود را که رها کردن آن لازم نبود از دست دادیم. با کمال تأسف پیشرو این مسیر ما تحصیلکردها بودیم. هر کداممان ۴ کلاس درس خواندیم از گویش محلی خودمان احساس شرمساری کردیم، پا به شهر گذاشتیم سعی کردیم مثل شهری ها حرف بزنیم، به استان رفتیم سعی کردیم مثل شیرازی ها حرف بزنیم، به تهران رفتیم خواستیم سبک زندگیمان را مثل آنها کنیم. چرا؟ چون داشته های خود را مایه شرمساری خود می دیدیم.
    دکتر فولادی غرب را قبله آمال عده ای دانست و افزود: نوایی بود که جهان را به سمت غرب فرا می خواند، به سمت یک شکل شدن فرهنگ وتمدن جدید، قبله آمال کل جهان در آمریکای شمالی بود و مردم در سراسر جهان داشته هایشان را فراموش می کردند و به سرعت به سمت آن قبله آمال حرکت می کردند.
    وی با سپاس از کسانی که برای حفظ سنت های بومی تلاش کرده اند گفت: کسانی بودند که در این میدان مبارزه که در این ۴۰ سال در شهر ما و کشور ما رخ نمود؛ ماندند و بر سر حفظ سنت ها جنگیدند. برای حفظ آداب و رسوم و گویش ها و حفظ شاخص ها و سازه های فرهنگ بومی ما جنگیدند و سختی کشیدند وامروز شاهد هستیم هنوز استاد سعدالله هست که می تواند برای ما از اهنگ ها ونواهایی که ۴۰ سال پیش می نواخت بنوازد.
    ما باید قدر این عزیزان را بدانیم. بدون اینکه شعار بازگشت به عقب را بدهیم که به هیچ وقت عقلانی نیست؛ ما به یک عقلانیت پسامدرنی دست پیدا کردیم که می تونیم امروز گزینش کنیم و بخش هایی از زندگی مدرن که برای جامعه سودمند است را برای خود و خانواده گزینش کنیم و آن بخش هایی که کم داریم از میان فرهنگ سنتی مان انتخاب کنیم.
    رئیس دانشگاه پیام نور داراب از تلاش های رسول امیری برای پژوهش در آداب و سنت های بومی منطقه گفت: امروز می خواهیم تشکر کنیم از رسول امیری چرا که در وادی پا گذاشته که حفظ آن برای ما ضروری است . امیدوام گام بلند رسول امیری به وسیله پژوهشگران دیگر پیگیری شود و یک اثر باشد و اثر در زبان عربی به معنی رد پا است و رد پا تکی نیست؛ رد پا سلسله ای از جای پاهاست. به جا پاهای قبلی وصل است و امید می رود که به جاپاهای بعدی وصل باشد. این یک اثر است که نشان دهنده راه است و مسیر و هدف و نشان دهنده آغاز و پایان راه است .در زندگی مدرن امروزی ما با آغاز و میانه و پایان زندگی اجدادمان آشنا نیستیم.نمی توانیم وصل شویم. در جای جای کتاب رسول امیری این ابراز می شود که نمی دانند چه در نواهای محلی هست که در عین حالی که انسان مراسم شادی را برگزار می کنند بغضی گلوی انسان را می فشارد و اشک در چشم می نشیند.
    دکتر فولادی در خصوص کتاب جدید رسول امیری گفت: کتاب رسول امیری در ده بخش است و ۸۰ صفحه و با مقدمه باران نوروزی نوشته شده است و باید به باران نوروزی بابت این سبک نوشتن و این جوری معرفی کردن رسول امیری تبریک گفت. چرا که خوب و رسا این کار را کرده است. کتاب خوش دست و خوش پرداخته ای است . صفحه آرایی، خطوط آن مناسب استو غلط نگارشی به هیچ وجه در آن پیدا نمی شود و خیلی خوب ویرایش شده و جای تشویق دارد زیرا کتاب هایی داریم که چاپ شده اما از این نظر مشکل داشتند.
    رئیس دانشگاه پیام نور داراب با ستایش از رسول امیری گفت: رسول امیری تلاش کرده از آغاز مراسم عروسی تا پایان شب آخر در این کتاب بیان کند. این بخش پژوهشی کار است و تلاش کرده آداب و رسوم را بیان کند. اما بخش ادبی کار و کارهای رسول امیری قالب اجباری و تحمیلی را نمی پذیرد. ولی می بینیم رسول امیری در یک پژوهش از دل مردم حرف می زند. در پژوهش بیشتر باید به آن طرح و موضوع پژوهش پرداخته شود اما رسول امیری وارسته تر از این است که بخواهد خودش را در قالب تنگ پژوهشی بگنجاند. نیاز امروز ما همین است. در بسیاری از زمینه ها اگر ببینید به خاطر خشکی قالب پژوهشی است از بس که پژوهش باید ها و نباید هایی انکارناپذیر دارد افراد جرأت نمی کنند به سمتش بروند. اما وقتی پژوهش آمیخته شود با روح و روان و عاطفه و تخیل هم چیزی که از طریق پژوهش باید حفظ شود حفظ می شود و هم انسان لذت می برد از خواندن این متن من و گلنار در هر ده بخش کتاب حضور دارد یعنی دو کودک محلی که یکی مذکر و یکی مونث. در کنار هم شاهد وقایعی هستند که بزرگترها رقم می زنند یعنی همان چیزی که در ذهن ما هست. اگر ما خاطره ای از عروسی داریم مربوط به ایام کودکیمان است آن موقع ها بوده که این عروسی شیرین تر از قند وعسل بر دل و جان ما می نشسته است.
    دکتر فولادی در پایان خواستار حمایت از فعالین فرهنگی شد و افزود: از اهالی فرهنگ خواهش می کنم حمایت کنیم از نوشته هایی از این دست . ما باید نهادهایی داشته باشیم که حامی فرهنگ بومی ما باشد. به هر حال اینها جنگیده اند و توانسته اند بخشی از ذائقه های فرهنگی و فکری ما را که محصول چند هزاره است به دست نسل امروزی برسانند. اگر ما هم می خندیم و هم می گرییم به خاطر این است که نواها آمیخته شده با غم ها و شادی های ما تا امروز به دست ما رسیده است.
    گفتننی است در ادامه این مراسم رسول امیری ضمن تشکر از حضور اهالی فرهنگ و هنر و بویژه پیشکسوتان حوزه فرهنگی شهرستان داراب و برخی مهمانان از شهرستان های همجوار از همه کسانی که در به ثمر نشستن این کتاب تلاش کرده اند تشکر کرد. سپس به منظور آشنایی شرکت کنندگان با اداب و رسوم عروسی در فورگ و نواهایی که بوسیله هنرمندان و نوازندگان پیش کسوت ساز و نقاره نواخته می شود قطعات کوتاهی مربوط به مراحل اولیه شروع عروسی تا پایان آن نواخته شد که مورد استقبال قرار گرفت.
    این کتاب ت همانند دو اثر قبلی نویسنده توسط انتشارات همارا به زیور طبع آراسته شده است.

    ثبت دیدگاه

    دیدگاهها بسته است.